تبليغاتX
Lilypie Expecting a baby Ticker
ماجراهای لولی و بابی و نی نی جادویی - آرزو
خاطرات من و همسرم و نی نی مون

ممنون از عطیه عزیزم که منو به بازی دعوت کرد .

 

هر مرحله از زندگی آرزوهای خاص خودش رو داره وقتی فکر میکنم میبینم منم به خیلی از آرزوهام رسیدم ولی نمیدونم چرا خیلی وقته از خدا چیزی نخواستم.

 البته همیشه به خدا میگم که خودمو و پسرم رو به خودت سپردم میدونم که خدا حرف منو گوش میده و نمیگذاره که من پیشش شرمنده شم البته شاید یک مقداریش هم دست خودم باشه .

 

1-     آرزو میکنم که پسر گلم سالم  و قوی دنیا بیاد و من لیاقت مادر شدن رو داشته باشم دلم میخواد بهترین کارها رو براش بکنم دلم میخواد خدا  کمکم کنه تا گذشت و صبر من بیشتر بشه .

 

2-     دعا میکنم که خدا یک عقل درست و حسابی به من  و بابی بده تا بتونیم بچمون رو خوب تربیت کنیم و براش پدرومادر خوبی باشیم .

 

3-     دعا میکنم که همه پدر و مادرها سالم باشند. امروز درست یکسال از روزی که مامانم قلبش رو عمل کرد میگذره دعا میکنم که خدا سلامتش نگه داره و سایش بالای سر ما باشه چون یکی از کسانی که خیلی دوستش دارم اونه نمیدونم چطوری محبتها و گذشتش رو جبران کنم .

 از خدا میخوام که روح همه پدرهایی که فوت کردند شاد کنه و اونا رو قرین رحمت کنه .

 

4-     آرزو دارم که همه خوشبخت باشند و ازدواج خوبی بکنند خواهر دوقلوی گلم ژولی هم یک ازدواج خوب داشته بشه و اونایی که دلشون نی نی میخواند هم خدا بهشون نی نی بده .

 

5-     دلم میخواد یک خونه بزرگتر داشته باشم خونه ای که دو تا اطاق خواب داشته تا باخیال راحت وسایل پسرم رو بچینم .

 

منم شمسی جون - صدف عزیز - رزسفید - و مژده عروس بلام رو دعوت میکنم .

      

 

+ نوشته شده در  یکشنبه شانزدهم اردیبهشت 1386ساعت 12:12  توسط لولی  |