تبليغاتX
Lilypie Expecting a baby Ticker
ماجراهای لولی و بابی و نی نی جادویی - کودک وخدا
خاطرات من و همسرم و نی نی مون
این مطلب رو توی یکی از وبلاگها دیدم خیلی خوشم اومد وقتی خوندمش گریه ام گرفت

كودكي كه آماده تولد بود ، نزد خدا رفت و از او پرسيد : " مي گويند فردا شما مرا به زمين مي فرستيد ؛ اما من به اين كوچكي و بدون هيچ كمكي چگونه مي توانم براي زندگي به آنجا بروم ؟ "


خداوند پاسخ داد : " از ميان تعداد بسياري از فرشتگان ، من يكي را براي تو در نظر گرفته ام . او از تو نگهداري خواهد كرد . "


اما كودك هنوز مطمئن نبود كه مي خواهد برود يا نه : " اما اينجا در بهشت ، من هيچ كاري جز خنديدن و آواز خواندن ندارم و اينها براي شادي من كافي هستند . "


خداوند لبخند زد : " فرشته تو برايت آواز خواهد خواند ، و هر روز به تو لبخند خواهد زد . تو عشق او را احساس خواهي كرد و شاد خواهي بود . "


كودك ادامه داد : " من چطور مي توانم بفهمم مردم چه مي گويند وقتي زبان آنها را نمي دانم ؟ "

خداوند او را نوازش كرد و گفت : " فرشته تو ، زيباترين و شيرين ترين واژه هايي را كه ممكن است بشنوي در گوش تو زمزمه خواهد كرد و با دقت و صبوري به تو ياد خواهد داد كه چگونه صحبت كني . "

 

كودك با ناراحتي گفت : " وقتي مي خواهم با شما صحبت كنم چه كنم ؟ "
اما خدا براي اين سوال هم پاسخي داشت : " فرشته ات ، دست هايت را در كنار هم قرار خواهد داد و به تو ياد مي دهد كه چگونه دعا كني . "

 

كودك سرش را برگرداند و پرسيد : " شنيده ام كه در زمين انسان هاي بدي هم زندگي مي كنند . چه كسي از من محافظت خواهد كرد ؟ "
" فرشته ات از تو محافظت خواهد كرد ، حتي اگر به قيمت جانش تمام شود . "


كودك با نگراني ادامه داد : " اما من هميشه به اين دليل كه ديگر نمي توانم شما را ببينم ، ناراحت خواهم بود . "
خداوند لبخند زد و گفت : " فرشته ات هميشه درباره من با تو صحبت خواهد كرد و به تو راه بازگشت نزد من را خواهد آموخت ؛ گرچه من هميشه در كنار تو خواهم بود . "

 

در آن هنگام بهشت آرام بود اما صداهايي از زمين شنيده مي شد . كودك مي دانست كه بايد به زودي سفرش را آغاز كند .

او به آرامي يك سوال ديگر از خداوند پرسيد : " خدايا ! اگر من بايد همين حالا بروم لطفا نام فرشته ام را به من بگوييد . "

خداوند شانه او را نوازش كرد و پاسخ داد : " نام فرشته ات اهميتي ندارد . به راحتي مي تواني او را مادر صدا كني . "

 گاهی اوقات قیافه نی نی جلوی نظرم میاد ( البته به شکل جنینی)  که داره بهم نگاه میکنه!!! دلم براش میسوزه به خودم میگم یک موجودی هست که بعد ازخدا فقط و فقط به تو نیاز داره براش چی کار میکنی ؟ !!!!!!!!!

عزیز دلم حالا که توی بهشتی و هنوز توی این دنیا نیومدی برای این مامان کوچولوت دعا کن تا بتونه برات بهترین کارها رو بکنه .  بتونه عشق واقعی رو بهت یاد بده.

 صبور و باگذشت باشه و اگه نفرتی توی وجودش هست به تو انتقال نده .

خدایا به همه مامانها کمک کن

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و ششم بهمن 1385ساعت 10:7  توسط لولی  |