|
|
|
|
|
سلام خدمت همه دوستان عزیز این روزها کار اداره خیلی زیاد شده منم تا چند وقت دیگه باید برم مرخصی پس باید تند تند کارامو تموم کنم . دیروز رفتم شهروند و چند تا لباس واسه نی نی گلم خریدم یکدونه از این 18 تیکه ها، یک سرویس حوله ، یک سرهمی خوشگل. میخواستم چند تا سرهمی گوگولی دیگه هم بخرم که موکول کردم به زمانی که جنسیتش معلوم شد . الهی قربونش برم این شکمم داره روز بروز بزرگتر میشه تا اینجای کار 3 کیلو وزنم اضافه شده خدا تا آخرشو بخیر کنه .دلم گاهی اوقات خیلی ورم میکنه اون طوری که احساس میکنم الان میترکه هر شب مجبورم عرق نعنا بخورم تا یک کم نفخ معده ام خوب بشه . جدیدا از شیرینی و بستنی خوشم اومده البته خدا رو شکر نسبت به غذا از اول عمرم ویار داشتم و اشتهام کاملا خوب بود الان هم که بهانه خوبی دارم هی میگم دلم اینو میخواد اونو میخواد. از احساسم بگم البته دعوام نکنید ها !!!..... گاهی اوقات فکر میکنم نکنه اشتباه کردم!!!! توی دنیای امروز ما که هیچی سر و صاحب نداره آیا داشتن بچه کار درستیه ؟ با این وضع اقتصادی و مشکلات اجتماعی کار درستیه ؟ ... بهتون گفته بودم از بچگی عاشق بچه دار شدن بودم ولی یک خورده که بزرگتر شدم به این فکر میکردم که در این اوضاع بچه دارشدن کار درستی نیست .!!!!!!! هنوز هم از بزرگ کردن و نگهداری بچه وحشت دارم و فکر میکنم از پسش بر نمیام آخه من آدم بی دست و پایی هستم خصوصا اگه چند تا کارم با هم قاطی شه گاهی اوقات میگم وا لولی یعنی توی اون شکمت واقعا بچه است ؟ باورم نمیشه!!!! تمام دوستامم همین رو میگند و باورشون نمیشه من نی نی دارم . ولی با تموم این حرفهایی که گفتم گاهی اوقات خیلی خیلی دوستش دارم حتی از تصورش لذت میبرم یک شبم خوابشو دیدم یک دخمل سفید و تپل بود در حد یک بچه 6 ماهه !!!!!! وای گرد گرد بود.
|
||
|
+
نوشته شده در شنبه هفتم بهمن 1385ساعت 14:42 توسط لولی
|
|
||