|
|
|
|
|
خدا رو شکر اوضاع زندگی آرومه بابی 2 تا امتحانه دیگه داره وبعد پروژه اش رو باید آماده کنه ودرسش تموم میشه این روزها خیلی مشغول درس خوندنه منم از وقتی نی نی دار شدم نسبت به بعضی مسائل بی تفاوت و نسبت به یکسری دیگه خیلی حساس شدم . هنوز دکتر خوب و مطمئن که توی یکی از بیمارستانهای کسری ، پارس ، مهراد يا خاتم الانبیا باشه پیدا نکردم و از این جهت یکخورده نگرانم . حال نی نی خوبه خودم هم خدا رو شکر بزنم به تخته حالت تهوعم تموم شده ولی هنوز خیلی خسته و بی حوصله ام و حوصله کارهای خونه خصوصا آشپزی رو ندارم چند روز هم هستش که پهلوی سمت راستم درد میگیره فکر کنم نی نی داره میره توی پهلوی راستم . توی کتاب تولدهای جادویی نوشته : زني كه مي خواهد باردار شود انتخاب شده است تا بدنش به مجرايي براي انتقال ربوبيت به جهان مادي تبديل شود. تخمك گذاري از قوانين طبيعت است اما بارداري قانوني است الهي ادگار سايس آهنگ انتظار امید رو گوش دادید؟ من هر وقت گوش میدم گریه ام میگیره . "بسه بسه دیگه انتظار " به خودم میگم یعنی خدای مهربون خواسته انتظار من هم کم کم تموم شه و بتونم بهترین حس رو تجربه کنم . خدای مهربونم !!!! ای خدایی که همیشه پیش مایی حتی اون زمونهایی که خسته هستیم و از همه چی بریدیم بازم به ما با لطف نگاه میکنی و فراموشمون نمیکنی . خدای مهربونم !!! ای قدرت مطلق که تولد و زندگی رو در طبیعت آفریدی به من این لطف رو بکن تا یکی از بهترین تولد ها رو داشته باشم . خدای مهربونم !!!! حالا که منو مورد لطف خودت قراردادی و بدن حقیرم رو لایق نگهداری بخشی از روح خودت دونستی خودت از این بنده کوچیک و اون فرشته کوچولو نگهداری کن . خدایا !!!!! برای بار هزارم میگم تمام نگرانیهام رو به تو میسپرم هر چند که هر روز و هر ساعت بهشون فکر میکنم ولی خودت از ناآگاهی من خبرداری پس بازم این بنده کوچیک رو مورد لطفت قرار بده .
|
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه دوم بهمن 1385ساعت 11:15 توسط لولی
|
|
||